شرکت تولیدی رنگهای هنری ارژنگ

تأثير هنر اسلامی بر آرت‌ نوو و جنبش هنر و صنايع

 

تأثير هنر اسلامی بر آرت‌نوو و جنبش هنر و صنايع:

 

زهرا مهابادی        

 

 

جنبش آرت‌نوو شيوه تزئيني حاكم بر هنرهاي تجسمي و كاربردي اواخر قرن نوزده و اوايل قرن بيستم اروپا است كه در رشته‌هاي مختلف معماري، دكوراسيون و تزئينات داخلي، گرافيك، تصويرسازي و نقاشي نمايانگر شد

اين جنبش كه ابتدا در قالب شكل‌ها و نقشهاي گياهي مواج، اسليمي‌ها و منحني‌هاي پرپيچ و تاب، پديد آمده بود، در زمينه تزئينات و دكوراسيون داخلي و هنرهاي كاربردي از هنر مشرق‌زمين مخصوصاً هنر ايراني اسلامي بهره بسيار گرفت

تحقيق و جست‌وجو در مباني زيبايي‌شناسي تزئينات اسلامي و شناخت طرح‌هاي انتزاعي به منظور آراستن و تزئين اشيا و سطوح بناها، هنرمندان آرت‌نوو را به خود جلب كرد و تأثيرات بسياري بر آثار آنان گذاشت

اساتيد بزرگي چون لوئيس كامفورت تيفاني،‌ فيليپ جوزف بوركارد، اميل گال، ويليام موريس و همفكرانش در جنبش هنر و صنايع انگلستان، بيشترين شيفتگي و تأثيرپذيري را به هنر غني و بي‌نظير اسلامي نشان داده‌اند

 

آرت‌نوو

 

در انتهاي قرن نوزدهم و شروع قرن بيستم، اتفاقات خارق‌العاده‌ و استثنائي‌اي در هنرهاي تجسمي و كاربردي رخ داد. اين برهه تاريخي، دوران آميختگي هنرها و زماني بود كه هنرمندان در پي شيوه‌هاي تازه‌اي بودند كه در واقع واكنشي بود در برابر موج پيشرفت ملازم با صنعتي شدن. اين حركت كه با نام آرت نوو (1) معروف شد، با حضور پيروزمندانه‌اش در نمايشگاه جهاني پاريس 1900، تصاويري از پيكرهاي زنانه، شكل‌هاي گياهي پيچك‌وار و فرم‌هاي خطي را به همگان ارائه داد. (2) اين سبك تزئيني كه در مقابل هنر آكادميك مرسوم در سده نوزدهم، از بطن آزمايشگري‌هاي نقاشان، معماران، صنعتگران و طراحان سربرآورده بود، توانست در مدت كوتاهي آميختگي هنر و صنعت را در توليد اشيا و لوازم كاربردي و صنايع دستي منجر شود

در واقع بخش عمده و بسيار مهمي از سبك آرت نوو در زمينه تزئينات، دكوراسيون داخلي، مبلمان، اثاثيه، صنايع دستي،‌ چاپ پارچه و رنگرزي نمود يافت. لذا هنرمندان اين جنبش علاوه بر آميختن رشته‌هاي مختلف هنري با يكديگر، مي‌كوشيدند هنري نو را پديد آورند و به همين منظور به بهره‌گيري از سبك‌هايي روي آورند كه كمتر شناخته شده و در نزد اعضاي آن روز آكادمي‌ها از رواج افتاده بودند. بدين ترتيب شكل‌ها يا شيوه‌هايي را كه با جست‌وجوي انتزاعي مبني بر حركت‌هاي خطي، سازگار بود، از هنر شرقي، قرون وسطايي و يا از گوتيك الهام گرفته و در آثار خود به كار بردند.(3)

نقدهاي بسياري توسط منتقدين در نمايشگاه جهاني 1900 در مورد نكات مثبت و منفي آرت نوو مطرح شد كه اثبات مي‌كرد آرت‌نوو يك سبك خودآگاه منحصر به فرد است. اين سبك در تاريخ طراحي اواخر قرن نوزده نقش مهمي را ايفا كرد؛ يعني درست در زماني كه معماري و هنرهاي دكوراتيو به تدريج به يك برنامه خشك و يكنواخت تاريخ‌گرا تنزل كرده و به تلفيق عجيب و غريب و ناخوشايندي از سبك‌هاي گذشته تبديل شده بودند

 

نمايشگاه‌هاي بزرگ قرن نوزدهم تركيبات نامتجانس و ناهماهنگ از شيوه‌هاي رنسانس، ‌باروك و سبك‌هاي كلاسيك را نشان مي‌داد كه حاصل پريشاني و درهم آميختگي پيشرفت عصر صنعتي بود. (4) در اين ميان طراحان سبك آرت‌نوو براي درهم‌كوبيدن و متلاشي كردن اين تاريخ‌گرايي نا به جا و خلق سبكي مناسب زمان خود كه عصر سينما، تلفن و اتومبيل بود، برنامه‌ريزي كرده و با حفظ يك سري اصول سنتي، با ظرافت و زيبايي تمام، در به روز كردن محصولات و آثار خود كوشيدند. اين تغييرات، نتيجه يك دوره آبستني طولاني بود كه عمري كوتاه و زودگذر ولي درخشان داشت و عكس‌العمل و واكنشي در مقابل يك قرن تباه شده،‌ از لحاظ زيبايي‌شناسي، به حساب مي‌آمد. (5)

مراكز اوليه اين سبك، بروكسل در بلژيك، پاريس و نانسي در فرانسه، مونيخ در آلمان، وين در اتريش و گلاسكو در اسكاتلند بود و در هر يك از اين كشورها به يك نام مشهور شد: در فرانسه به نام آرت‌نوو كه اسم فروشگاه هنرهاي دكوراتيو و تزئيني زيگفرد بينگ (6) بود. در انگلستان با نام جنبش هنرها و صنايع دستي (7)، در ايتاليا به نام استيل ليبرتي (8)، در آلمان به نام يوگنت اشتيل (9)، در اسپانيا به مدرنيستا (10) و در اتريش به نام سبك انشعاب (11) شهرت يافت، كه همگي آن‌ها نام‌هايي براي يك جنبش جديد در آغاز يك قرن جديد، به حساب مي‌آمدند

اما نبايد فراموش شود كه رشد و شكوفايي اين جنبش تا حد زيادي مديون هنر دكوراتيو شرقي و اسلوب زيبايي‌شناسي و تزئينات هنر اسلامي بوده است كه در آن زمان، مورد توجه دنياي غرب واقع شده بود.

شاخص‌ترين تأثيرپذيري از هنر اسلامي در زمينه دكوراسيون داخلي و صنايع دستي بود كه به بهترين وجه ممكن در آثار هنرمندان بزرگي چون كامفورت تيفاني (12) امريكايي و جوزف بروكارد (13) و اميل گال (14) فرانسوي ـ كه از بزرگترين شيشه‌كاران آن دوره هستند ـ و در آثار و محصولات جنبش هنر و صنايع انگلستان نمايان شد

 

لوئيس كامفورت تيفاني

 

آثار لوئيس كامفورت تيفاني، مصداقي عالي از تأثيرات نقوش تزئيني اسلامي بر هنر آرت‌نوو به شمار مي‌رود. درك او از زيبايي و ايده‌هاي رايج زمانش دقيقاً با طراحي‌هاي او تلفيق شده است؛ او از جمله مبتكراني بود كه خلاقيت‌هايش، معياري جديد از زيبايي براي ساير هنرمندان معاصرش به شمار مي‌رفت.

هم‌زمان با شكل‌گيري اصول زيبايي‌شناسي آرت‌نوو كه ملهم از تصاوير خطي و مسطح ژاپني و استفاده از نقوش تزئيني و نمادهاي گياهي و جانوري بود، لوئيس كامفورت تيفاني شيوه شخصي خودش را يافت. اما در واقع استعداد او در كارش از يافته‌ها و منابعي بسيار غني در كودكي‌اش سرچشمه مي‌گرفت كه بسيار مؤثرتر از جريان‌هاي معاصرش بود. پدرش چارلز لوئيس تيفاني تاجر ثروتمند اشيا و عتيقه‌جات و صاحب معروف‌ترين فروشگاه كالاهاي لوكس و زينتي به نام Tiffany & Co در نيويورك بود كه به دليل وجود چترهاي آفتابي چيني و خميرهاي كاغذ ژاپني و ظرف‌هاي سفالي و بادبزن‌هاي زيبا، مشتريان طالب شگفتي و زيبايي را به خود جذب مي‌كرد. همچنين پدرش يك كارگاه بزرگ هنري داشت كه استاد نقره‌كار معروف ادوارد سي مور (15) در آن كار مي‌كرد

ارتباط نزديك با اشياي عتيقه زيبا و آشنايي لوئيس با ادوارد سي مور كه يك كلكسيون با ارزش از اشيا و آثار شرقي داشت، باعث شد كه پسر جوان شيفته هنر شرق شود؛ به خصوص هنر ايراني ـ اسلامي كه استادش سي مور نيز به دليل اشكال هندسي ساده و طرح‌هاي پيچيده و باشكوهش آن را مي‌ستود و همواره از آن الهام مي‌گرفت.

كلكسيون سي مور، مجموعه‌اي غني از شيشه‌هاي قديمي شرقي بود؛ او با نشان دادن آنها به لوئيس و توضيح در مورد انواع هنرهاي شرقي، او را تشويق به مطالعه هنر غيراروپايي مي‌كرد. اين پيش‌زمينه‌هاي فكري و سفرهاي تيفاني به خاورميانه وبازديد از موزه‌هاي اروپايي باعث شد كه شيفتگي به شرق در وجود او بيشترشود. اين هنرمند امريكايي زماني وارد اروپا شد كه گرايش به سرزمين‌هاي شرقي و خاورميانه به اوج خود رسيده و باستان‌شناسان در يونان، مصر و فلسطين مشغول كاوش بودند و احساسات اروپايي تحت تأثير جذابيت‌هاي امپراطوري عثماني، بيابان‌هاي شمال آفريقا و فرهنگ و هنر اسلامي تهييج شده بود و گروهي از نقاشان نيز در پاريس به بازنمايي صحنه‌هاي شرقي مي‌پرداختند. از آنجا كه لوئيس تحصيلاتش را در زمينه نقاشي گذرانده بود و از كودكي نيز مجذوب صحنه‌هاي زيبا و شگفت‌انگيز شرق بود، طبيعتاً جذب اين شيوه نقاشي شد و در زمستان سال 1869/1868 در آتليه لئون بيلي (16) به مطالعه و نقاشي پرداخت. اما علاقه او به سفر باعث شد كه پاريس را ترك كرده و راهي اسپانيا شود. مساجد اسلامي و معماري مغربي اسپانيا تأثير شگرفي بر او گذاشت. پس از آن راهي شمال آفريقا شد. او به هر جا كه مي‌رفت از بناهاي اسلامي و نقوش كاشي‌ها و آجركاري‌ها و مشبك‌كاري‌ها طرح برمي‌داشت. او مجموعه‌اي زيبا از فرش‌هاي ايراني و شرقي نيز جمع‌آوري كرد كه بعدها در طراحي‌هاي داخلي براي خانه‌هاي ثروتمندان، به همراه اشيا و وسايل ديگري كه در نقوش و طرح‌هاي آنها از هنر اسلامي و عربي وام گرفته بود، به كار رفت. به ويژه تأثير كاشي‌كاري‌ها و موزائيك‌ها و پنجره‌هاي رنگين مساجد جهان عرب بر او به حدي بود كه هيچ‌گاه از طراحي‌هاي داخلي‌اش دور نشدند. او از همان سال‌هاي اوليه كار حرفه‌اي‌اش، سبك دكوراسيون شرقي را در تزئينات داخلي به نمايش گذاشت و در كارهاي شخصي‌اش، اشتياق به هنر اسلامي را نشان داد

يك چراغ متعلق به قرن هشتم ه‍ . ق از مسجد سلطان حسن در مصر، نمونه‌اي سرشار از نقوش تزئيني است كه همواره الهام بخش او بود. تيفاني در سفرهاي بعدي به اروپا و بازديد از موزه ويكتوريا و آلبرت لندن كه كلكسيوني جامع از اشياي عتيقه رومي و ايراني داشت، با پنجره‌‌هاي شيشه‌اي و جام‌هاي ايراني كه داراي خطوط روان و طرح‌هاي چشم‌نواز بود، مواجه شد و بسيار تحت تأثير قرارگرفت. تيفاني، شيفته درخشندگي و شكل بدنه اين جام‌ها شد و طي سال‌هاي متمادي تلاش مي‌كرد به چنين جلوه‌هايي در كارهاي شيشه‌اي خود دست يابد (تصوير 3). او بزرگ‌ترين هنرمند و شيشه‌كار آمريكايي بود كه هنر اسلامي را به ساير هنرمندان آرت نووي هم‌عصر خود منتقل كرد. (17)

 

 

 

فيليپ جوزف بروكارد

 

فيليپ جوزف بروكارد، مرمت‌كننده اشيا و آثار هنري قديمي از جمله هنرمنداني بود كه در روند حرفه خود، مجذوب و شيفته چراغ‌هاي مساجد اسلامي شد و به همين دليل، تعدادي از آن‌ها را جمع‌آوري كرد و سال‌هاي متمادي به مطالعه شيوه‌ها و تكنيك‌هاي رايج ساخت شيشه پرداخت. آزمايش‌ها و تجربيات او بر دو مبنا انجام مي‌گرفت: يكي استفاده صحيح از لعاب‌هاي شيشه‌اي كه كاملاً به ظرف شيشه‌اي مي‌چسبيدند و ديگري مدت زمان دقيق لعاب‌كاري كه امكان شيشه‌اي شدن لعاب را بدون تغيير شكل بدنه ظرف فراهم مي‌كرد.

بروكارد، نمونه‌هاي كاملاً مشابهي از چراغ‌هاي مساجد ساخت و موتيف‌هاي تزئيني اسلامي و نوشته‌هاي قرآني را به كار گرفت. او همچنين تعدادي گلدان، كاسه و مشربه تزئين‌شده را كه با نقوش تزئيني و اسليمي‌هاي موج لعاب‌كاري شده بودند، طراحي و خلق كرد. لعاب‌كاري اين آثار، مات و براق و همواره توأم با تذهيب‌كاري بود. در ميان طرح‌هاي درخور توجه او، مجموعه‌اي از ظروف مزين به لعاب‌كاري و تذهيب وجود دارد كه همه سطوح آن‌ها از اسليمي‌ها و نقوش پيچ در پيچ وگل‌هاي ساده شده كوچك در فضاي مياني خطوط برجسته منقوش، پوشيده شده است  و در يكي از طرح‌هاي كوچكش، تصويري از يك سواركار عنان‌گسيخته را بازنمايي و لعاب‌كاري كرده است. بروكارد طي سال‌هاي متمادي در نمايشگاه‌هاي بين‌المللي پاريس و وين شركت كرد و به دليل شيوه خاص لعاب‌كاري و تزئيناتش برنده مدال‌ها و جوايز بسيار شد و بر شيشه‌كاران معروف ديگري چون اميل گال فرانسوي تأثير گذاشت.(18)

 

اميل گال

 

اميل گال، شيشه‌كار معروفي بود كه بسيار تحت تأثير نقوش و طراحي‌هاي تزئيني ژاپني قرار داشت. اما پس از آشنايي با آثار بروكارد در نمايشگاه بين‌المللي پاريس، شيفته لعاب‌كاري غني و تذهيب‌هاي اسلامي او شد و بي‌درنگ اين يافته‌ها را در جهت بازآفريني كارهايش به كار گرفت. گلدان‌هاي ظريف مينياتوري ايراني بروكارد، مجدداً به وسيله گال و در تلفيق با سبك شخصي او اجرا شد (تصوير 12). گال با استفاده از اسيد هيدروفلوريدريك زمينه اسليمي‌ها و پيچش‌ها را گود مي‌كرد و با برجسته‌نمايي، نقوش را مهيج‌تر و زيباتر مي‌ساخت. (19)

 

جنبش هنر و صنايع

 

اين جنبش كه در سال‌هاي آخر قرن نوزدهم با جنش آرت‌نوو آميخته شد و هنر جديدي را پايه‌گذاري كرد، را گروهي از پيشه‌وران، هنرمندان، طراحان و معماران اروپايي نيمه دوم قرن نوزدهم به وجود آوردند كه با هدفي مشترك و رها از هر قيد و بندي با يكديگر پيوند يافتند. تا با رجعت به صنايع دستي و ارتقاي مفاهيم هنرهاي كاربردي به رتبه هنرهاي زيبا، به اصلاح طراحي و نهايتاً اصلاح شرايط اجتماعي بپردازند. (20)

از آنجا كه اين هنرمندان در جست‌وجوي زباني بودند كه با آنچه در هنر آن زمان رايج بود، متفاوت باشد و براي تمدن اروپايي، تازه و نو به شمار رود، به مطالعه تزئينات زيبا و باشكوه هنرهاي اسلامي و به ويژه ايراني عصراسلامي پرداختند. هنر ايراني ـ اسلامي مي‌توانست به بهترين نحو، بيانگر تفكرات و انديشه‌هاي اخلاقي و معنوي آن‌ها در مقابله با سيطره روزافزون ماشين باشد.

 

ويليام موريس

 

ويليام موريس (21) سردمدار جنبش هنر و صنايع كه خود را قبل از هر چيز طراح نقش‌هاي تزئيني (22) مي‌‌دانست، به پژوهش و تحقق در آثار هنري تزئيني ايراني ـ اسلامي چون قالي، پارچه، منسوجات و ظروف سفالي روي آورد و شيفته شكوه، عظمت و زيبايي تزئينات ايراني به ويژه نقوش قالي‌ها شد. به نظر موريس، فرش‌هاي شرقي تنها پوشاننده مناسب براي كف اتاق بودند. به همين دليل او از اين فرش‌ها به عنوان كفپوش «خانه قرمز» (23) كه در 1860، طراحي دكوراسيون آن را به عهده گرفته بود، استفاده كرد. او به حراج خانه‌ها و كلكسيون‌هاي فرش‌هاي شرقي، مخصوصاً به موزه South Kensing Ton كه در 1870، پيشرفت زيادي در اين زمينه كرده بود، رفت و آمد مي‌كرد. او همچنين با جي‌اچ ميدلتون (24) كه باستان‌شناس و متخصص فرش بود، معاشرت داشت. (25)

در آن زمان، فرش‌هاي ايراني به تعداد بسيار زياد به وسيله بازرگانان تبريزي وارد غرب مي‌شد. در همين ارتباط، موريس در 13 آوريل 1877 در نامه‌اي به دوستش توماس واردل (26) نوشت: «من ديروز يك قطعه فرش قديمي ايراني متعلق به زمان شاه عباس را ديدم كه مرا بسيار شگفت‌زده كرد؛ من تا به حال هيچ ايده‌اي شبيه آنچه در اعجاز اين فرش‌ها وجود دارد، نداشته‌ام.» (27)

اين هيجان و شگفت‌زدگي باعث شد كه موريس سال‌هاي متمادي به طراحي نقوش فرش بپردازد. فرش‌هاي هامر اسميت (28) او شباهت زيادي به طرح‌هاي شرقي دارد؛ گرچه تأكيد مي‌كرد كه مي‌خواهد آنها به وضوح حاصل افكار غربي و مدرن باشند (29).

او در سال 1893 درباره فرش نفيس مقبره شيخ صفي‌الدين اردبيلي كه در موزه ويكتوريا و آلبرت نگهداري مي‌شود (تصوير 15)، چنين گفت: «اين فرش يك نمونه استثنايي است، با زيبايي منطقي و منظم كه ارائه‌دهنده اصول طراحي فرش ايراني است

از نمونه كارهاي كاغذ ديواري موريس، مي‌توان به طرح كاغذ سقفي ايراني اشاره كرد كه به طور واضحي گوياي نقوش تزئيني ايراني است (30)

 

اوئن جونز

 

اوئن جونز (31) يكي از معروف‌ترين هنرمنداني است كه تفكرات و طرح‌هايش به ويژه در زمينه نقش‌مايه‌ها و تزئينات، الهام بخش طراحان و هنرمندان جنبش هنر و صنايع بوده است. او در كتاب ارزشمند خود به نام (دستور زبان تزئين) (32)، نقش‌مايه‌ها و تزئينات ملل شرق، به ويژه تزئينات اسلامي را به تصوير كشيد و نظريات خود را در باب اصول زيباشناسانه تزئين ـ كه عمدتاً برگرفته از قوانين شكل‌گيري تزئينات اسلامي بود در سي و هفت اصل برشمرد

 

ويليام دمورگن

 

ويليام دمورگن (33) (1917 – 1839) يكي از بزرگ‌ترين و معروف‌ترين هنرمندان نهضت هنر و صنايع و از دوستان ويليام موريس بود كه بسيار تحت تاثير سفالگري ايراني قرار داشت. او سبك خود را «سبك پارسي» (34) مي‌ناميد و از رنگ‌هاي سفال‌هاي ايزنيق تركيه (35) استفاده مي‌كرد. (36) همچنين درخشندگي و تابناكي رمزآميز موجود در كاشي‌هاي ايراني، مهم‌ترين منبع و سرچشمه الهام آثار او بودند. بيشترين نقوش و تزئينات به كار رفته در آثار دمورگن متشكل از گل‌هاي ميخك، سنبل، لاله و نيز برگ‌هاي گياهان است كه از نقوش موسوم به ايزنيق الهام گرفته است. اگر به گلدان سفيد و قرمز او با نقش گل ميخك بر زمينه سفيد توجه شود، مشخص خواهد شد كه تا چه حد تحت تأثير موتيف‌هاي تزئيني ايراني و تركي است (37)

همچنين بشقابي با تصوير يك غزال كه بين سال‌هاي 1882 و 1888 با طراحي او و در كارگاه وي در مرتون (38) ساخته شده، به خوبي تأثيرپذيري وي از موريس و طرح‌‌هاي ايراني را نشان مي‌دهد. در اين اثر ترسيم تزئيني و جسورانه درختي كه در پشت پيكر حيوان آمده و امواج آب در پس‌زمينه‌ ماهي‌ها، به صورت شگفت‌آوري ابتكاري و در عين حال الهام گرفته از هنر ايراني است (39) ويليام دمورگن علاوه بر طراحي ظروف سفالين به كاشيكاري نيز مي‌پرداخت. در يك كاشيكاري متعلق به دمورگن كه از 48 قطعه ساخته شده، از رنگ‌هاي ايراني به كمال استفاده شده است؛ فيروزه‌اي، آبي تيره، سبز پسته‌اي و سبز روشن. همچنين بايد گفت كه بعضي از رنگ‌ها و برخي از عناصر تزئيني اين كاشيكاري از سفال‌هاي ايزنيق تركيه الهام گرفته‌اند. تركيب درخشاني از طاووس‌هاي بزرگ در برابر شاخه‌هاي ميخك و گياهان ديگر، نمونه‌اي از دميدن روح تزئيني نقوش اسلامي به وسيله دمورگن در آثار آرت نوو است. (40)

 

كريستوفر درسر

 

كريستوفر درسر (41) (1904ـ 1834) نيز از سرشناس‌ترين طراحان منسوب به جنبش هنر و صنايع است كه خلاقيت و ابتكار خارق‌العاده‌اش او را به سوي نوآوري در طراحي ظروف فلزي، سفالينه‌ها و شيشه‌ها به ويژه با الهام از شيشه‌‌گري و هنر ايراني رهنمون ساخت. شكل طبيعي و فرم گلدان شيشه‌اي زردرنگ درسر با نمونه‌هاي شيشه‌ ايراني برابري مي‌كند (42). درسر يك گياه‌شناس برجسته نيز بود كه به قوانين هندسي موجود در طبيعت و كليه ساختارهاي خلق شده بر مبناي اصول هندسي علاقه ويژه‌اي داشت. از اين رو در برابر طرح‌ها و نقوش اسلامي احترام و شيفتگي خاصي از خود نشان مي‌داد.

او در كتاب خود به نام «اصول طراحي تزئيني» (43) (1873) ستايش خويش را از طرح‌هاي ايراني چنين بيان مي‌كند: «من تزئيني به زيبايي، ظرافت و در هم پيچيدگي تزئينات ايراني سراغ ندارم.» (44)

 

آرتور لثنبي ليبرتي

 

آرتور لثنبي ليبرتي (45) (1917ـ 1843) را مي‌توان مهم‌ترين شخصيت جنبش هنر و صنايع در نيمه دوم قرن نوزدهم ناميد كه معروفترين مؤسسه تجاري لندن را به منظور معرفي آثار هنري شرق، پايه‌گذاري كرد. (46) وي كه اهميت ويژه‌اي براي احياي آثار هنري شرق قائل بود، مؤسسات هنري انگليسي را تشويق مي‌كرد تا ضوابط، معيارها و فنون موجود در اين آثار ـ به ويژه فنون رنگرزي ايراني ـ را به درستي مورد پژوهش و بررسي قرار دهند.

ليبرتي، برخلاف موريس، اهميت فراواني براي روند توليد ماشيني قائل بود؛ چرا كه از اين طريق امكان تهيه منسوجات ارزان‌قيمتي فراهم مي‌شد كه از طراحي خوب برخوردار بودند و در عين حال مي‌توانستند در دسترس بخش وسيعي از اقشار مختلف مردم قرار گيرند. (47)

بدين ترتيب، شركت تجارتي ليبرتي كه بيشتر به طراحي، ساخت، تهيه وتوزيع كاغذ ديواري و مبلمان، با ويژگي‌هاي برگرفته از هنر اسلامي مي‌پرداخت، نقش ارزنده‌اي در جلب توجه همگان به توليدات شرقي ايفا نمود

 

هنر مشرق‌زمين با برخورداري از پيشينه باشكوه تاريخي، غناي فرهنگي و زيبايي‌شناسي كم‌نظير خود، همواره علاقه و كشش غربي‌ها را به خود جلب كرده است.

در اواخر قرن نوزدهم در پي شكل‌گيري جنبش آرت‌نوو و در راستاي به هم پيوستگي هنر و صنعت در اروپا، گرايش به هنر تزئيني اسلامي كه براي بيان حقايق معنوي به وجود آمده بود، بيشتر شد.

هنرمندان اين جنبش با تحقيق در اصول هنري اسلامي و احياي مباني موجود در هنرهاي تزئيني جهان اسلام، آثاري آفريدند كه به لحاظ نوع كاربرد نقوش و استفاده از رنگ‌هاي درخشان و تابناك گاه به رقابت با آثار مشابه اسلامي برمي‌خيزند

 ----------------------------------------------------------

پي‌نوشت‌ها:

 

1- Art Nouveau

2ـ آرناسن، يورواردور هاروارد، تاريخ هنر نوين، ترجمه محمدتقي فرامرزي، ص 75

3ـ همان، ص 77

4- Escritt, Stephen, Art Nouveau, p.7

5- Ibid

6- Siegfried Bing

7- Art Crafts Movement

8- Stile Liberty

9- Jugent Stil

10- Modernista

11- Secession Style

12- Louis Comfort Tiffany

13- Philippe Joseph Brocard

14- Emile Galle

15- Edward C moore

16- Leon Bailly

17- TIFFANY, PP. 8.21 17-Paul, Tessa, LOUIS COMFORT

18- Art Deco, PP. 50.51 18-Arwas, Victor, Glass, Art Nouveau to

19- Ibid

20ـ گامبريج، ارنست، تاريخ هنر، ترجمه علي رامين، ص 523

21- William Morris

22- Pattern Designer

23- Red House

24- J.H Middleton

25- Obsession, P.178 25-Sweetman, John, The Oriental

26- Thomas Wardle

27- Ibid, P. 178

28- Hammer smith

29ـ پوزنر، پيشگامان طراحي مدرن، ترجمه فرخ اصالت، ص 50

30- Ibid, P.178

31- Owen Jones

32- Grammar of Ornament

33- William Demorgan

34- Persian Style

35- Turkish Iسanik

36- Sweetman, P.183

37- Ibid, P. 146

38- Merton

39ـ پوزنر، همان، ص 56

40- Ibid, P. 184

41- Christopher Dresser

42- Ibid. P.186

43- Principles of Decorative Design

44- Ibid

45- Arthur Lasenby Liberty

46- Ibid

47- Ibid. P. 188

 -----------------------------------------------------

منابع:

برگرفته از:

http://www.iricap.com/magentry.asp?id=4494

 

ـ آرناسن، يورواردور رهاروارد، تاريخ هنرنوين، ترجمه محمدتقي فرامرزي، انتشارات نگاه 1374، چاپ دوم

 -  پوزنر، نيكولاس،‌ پيشگامان طراحي مدرن، ترجمه فرخ اصالت، انتشارات دانشگاه تهران، 1364

ـ گامبريج، ارنست، تاريخ هنر، ترجمه علي رامين، نشر ني، 1379، چاپ اول

Arwas, Victor, Glass, Art Nouveau to Art Deco, Academy Editions, London, 1987

Escritt, Stephen, Art Nouveau, Phaidon, London, 2000

Paul, Tessa, LOUIS COMFORT TIFFANY, Tinger Books International, London, 1987

Sweetman, John. The Oriental Obsession: Islamic Inspiration in British and American Art and Architecture 1500 – 1920, Cambridge University press, areat Britain, 1988.

 

***ارژنگ حامي هنرمندان***

                                                       

 

كليه حقوق اين سايت مربوط به گروه توليدي و مهندسي ارژنگ يزد ميباشد .                                        طراحی وب : پیشرو پرداز