شرکت تولیدی رنگهای هنری ارژنگ

مینی مالیسم و هنرهای تجسمی-نقاشی (قسمت چهارم)

 

مینی مالیسم و هنرهای تجسمی-نقاشی(قسمت چهارم):

سیدرسول  معرک نژاد

مینی مالیسم و دست آورده های مارسل دوشان

در سال  1965  « باربارا  رُز » طی مقایسه ای مینی مالیسم را با اندیشه و آثار  « مارسل دوشان » پیوند داد و اندیشه این هنرمند را در توسعه هنر مینی مالیسم مهم دانست. اهمیت دوشان در این نکته بود که چگونه اشیاء « حاضر – آماده » اعتبار تفکر زیبایی شناختی ما را در خصوص مفهوم کار به عنوان عنصری اساسی در هنر خدشه دار می کند. دوشان  با ارائه آثار حاضر – آماده نقش هنرمند و نیز صناعت هنری را به حداقل رساند. او برای اشیاء صرفاً کاربردی، ارزش زیبایی شناسانه قایل شد و اساس این ارزش را انتخاب ذهن هنرمند دانست نه اعمال مهارت یدی.[ 17-ص55]« دوشان در سال 1913 چرخ دوچرخه ای را بر یک چهار پایه مخصوص آشپزخانه نصب کرد و به چرخیدنش خیره شد. نسخه ای از منظره یک غروب زمستانی را خرید و یک نقطه زرد و یک نقطه قرمز در افق آن گذاشت و عنوان « داروخانه » را بر آن نهاد. در سال 1915 یک پارو خرید ورویش عبارت « پیش از بازوی شکسته » را نوشت. تقریبا در همان زمان بود که از اصطلاح « حاضر – آماده » برای این گونه آثار استفاده کرد. گزینش آثار حاضر – آماده هیچ گاه تابع سلیقه یا ذوق هنری نبود بلکه بر واکنش بین بی تفاوتی بصری و فقدان کلی ذوق سالم یا ناسالم و به بیان درست تر، بر بی حسی کامل استوار بود.»[2-ص289] اندیشه مارسل دوشان به نوعی بیانگر روابط جانشینی( Paradigmatic )در نظام نشانه شناسی    (Semiotics )است و از دو جنبه دارای اهمیت؛

الف) تغییر شیء از متنی به متنی دیگر، به عبارتی جابجایی شیء از کارکرد روزمره اش به فضای موزه و گالری.

ب) نام گذاری آثار، آن گونه که، شیء در متن کاربردی روزمره اش با نامی خاص خوانده می شود اما با قرار دادن نامی جدید بر آن، تفسیر دیگری می یابد و به کارکرد اولیه اش باز نمی گردد. برای نمونه     « پارو » را در نظر بگیرید، در متن روزمره، شیء است که برای پارو کردن برف به کار می رود. مارسل دوشان بر آن نام  « پیش از بازوی شکسته » را گذاشته و آن را در متن دیگری همچون گالری قرار داده است و بدین ترتیب اثری پدید آمده که دیگر شی هر روزه نیست. البته گزینش یک شیء باید قابلیت جابجایی از متنی به متن دیگر را داشته باشد. مارسل دوشان می گوید:« انتخاب یک شیء بسیار مشکل بود چون پس از پانزده روز شما یا از آن خوشتان می آید یا از آن متنفر می شوید. باید به      بی تفاوتی می رسیدید، جوری که نسبت به آن حس زیبایی شناسانه ای نداشته باشید. انتخاب «حاضر – آماده » همیشه بر اساس بی تفاوتی بصری بود، در عین حال که مبتنی بر غیبت کامل خوش سلیقگی یا بد سلیقگی بود. آنچه اثر هنری را پدید می آورد تصور یا کشف هنرمند است، نه           بی مانندی آن شیء.» [16-ص103]

 همین تفکرات و دستاوردهای مارل دوشان و آثار حاضر – آماده، دن فلاوین را بر آن داشت تا برای خلق آثار مینی مالیسمی خود از لامپ های فلورسنت استفاده کند. زیرا این لامپ ها اشیایی خنثی و در دسترس بودند و هیچ گونه احساس هنری و زیبایی شناسی را بر نمی انگیختند.« کارل آندری » نیز در سال 1966 نمایشگاهی در موزه « جوییش » (Jewish) بر پا کرد که در آن حجمی بر روی زمین قرار داد شامل 137 قطعه آجر غیر متصل به طول ده متر و سی و پنج سانتی متر.

…………………………………..

پی نوشت ها و فهرست منابع در آخرین قسمت

برای مطالعه بیشتر در باره مارسل دوشان به مقاله " نقبی بر مارسل دوشان" در آرشیو مقاله ها رجوع کنید.

--------------------------------------------------------------------------------------------------------

با تشکر فراوان از خانم مریم میرزایی که تایپ مطالب را به عهده داشتند.

 

***ارژنگ حامي هنرمندان***

                                                       

 

كليه حقوق اين سايت مربوط به گروه توليدي و مهندسي ارژنگ يزد ميباشد .                                        طراحی وب : پیشرو پرداز