شرکت تولیدی رنگهای هنری ارژنگ

نقاشی دیواری مکزیک

نقاشی دیواری مکزیک

 


 وقوع حادثه بزرگ انقلاب در سرزمین مكزیك سبب شكل گیری انقلابی در زمینه نقاشی دیواری در جهان معاصر شد. طلایه داران نقاشی مكزیك اوروزكو ، ری ورا و سیكیه روس می باشند كه در فرهنگ مكزیك به (گروه سه بزرگ) مشهور هستند.

 

 

نقاشی دیواری مکزیک

 

آنها بانقاشی سه پایه ای مخالفت ورزیده و سرانجام نقاشی دیواری را جایگزین آن نموند. این هنرمندان با استفاده از عناصر هنر كلاسیك اروپا - هنر نوین قرن بیستم و هنر بومی سرزمین خویش موفق به خلق هنری زیبا - شكوهمند و موثر در عرصه نقاشی دیواری را جایگزین آن نمودند . این هنرمندان با استفاده از عناصر هنر كلاسیك اروپا - هنر نوین قرن بیستم و هنر بومی سرزمین خویش موفق به خلق هنری زیبا - شكوهمند و موثر در عرصه نقاشی دیواری فضای باز گردیدند. 

هنرمندان مكزیكی سعی در انتقال مفاهیم و آرمان های انقلاب در قالب نقاشی نمودند و در این راه علاوه بر استفاده از سبك های گوناگون هنری از فنون و شیوه ها سنتی و تكنولوژی جدید در خلق آثار خویش بهره جستند.

مکزیکی ها با تبیین سیاست و انتخاب مفاهیم و موضوعاتی که به عهده هنرمندنقاش بود، آغازگر هویتی نوین در نقاشی های دیواری و هنر خود شدند.

در یک تعریف کلی می توان گفت، هنر انقلابی مکزیک، با تلاش سه هنرمند بزرگ که در راس آن دیه گو ریورا قرار دارد با هم کیشانش- اوروسکو- میکه روس به اوج خود رسید.

در نوآوری مکزیک می توان سبک باروک اسپانیایی را چه از لحاظ روایتی و چه از لحاظ تجسمی به طور افراطی مشاهده کرد، این هنرمندان افراطی به نسخه برداری از آثار اصیل اسپانیایی و ایتالیایی پرداختند. به استثنای سه هنرمند تجربه گر که در شکل گیری نقاشی دیواری های انقلابی نقش به سزایی داشته اند و به غیر از این هیچ چیز بیشتر در هنر مکزیک و در ابتدای نوآوری نمی توان مشاهده کرد.

در همین زمان نقاشان جوان برای نوآموزی نزد هنرمندانی چون پیکاسو و مودیلیانی می رفتند و یا در فرانسه به بررسی آثار امپرسیونیستها و نئوامپرسیونیستها پرداختند و آثارشان نشان دهنده این تاثیرات بود. اما بسیاری هم به منابع سنتی روی آوردند که همین گروه در به وجودآمدن هنر نوین مکزیک نقش به سزایی داشتند.

انقلاب مکزیک در 1915 و در زمان دکتر آتل این نخستین نقاش بومی مکزیک اتفاق افتاد. وی درباره کمونیسم سخن می گوید و از تلاقی پیوند هنر بومی و کمونیسم در مکزیک غیر از کمونیسم روسیه که عمدتاً از طریق مرز آمریکا وارد مکزیک شد، انواع تفکر کمونیستی نیز وجود داشته است که فرآورده هایی محلی بودند نه اندیشه مارکس در واقع می توان آن را به جریان توده های مردمی نسبت داد و سنتهای رسمی اسپانیایی و شیوه زندگی سرخپوستان، وی به سوسیالیسم شاعرانه انجیلی اعتقاد داشت.

همان گونه که می دانیم در برخی از رشته های هنری مانند نقاشی دیواری، هنرمند باید به گونه ای هماهنگ با نظام حکومتی باشد. زیرا زیبایی سازی هر شهرنشان دهنده آرای آن نظام حکومتی است. پس دخیل بودن دولت در سرنوشتهنرمند، او را تبدیل به کارمند دولت و در عین حال با یک ذهن خلاق می کند، امری که نقاشی را شامل نمی شود. اتاق نقاش برای او مرکز جهان است، درنتیجه جریان توده های همگرا هنر مردمی و جمعی و یا Public Art را به وجود می آورد مانند ایران پس از انقلاب، مکزیک، فرانسه و… اما نکته ای که حایز اهمیت است آن می باشد که این هنر باید همدل و همقدم با آنها باشد و مردم درآن دخیل و از آن سردربیاورند.

خصیصه ای که مکزیکی ها بسیار هوشمندانه به آن رسیدند، و البته همزمان با این اتفاق در فرانسه کوبیست ها ساز خود را می زدند و ملهم از سزان نقاش پست امپرسیونیست بودند و نظریات فیزیکی در جهانی فارغ از هیاهوهای اجتماعی داشتند .

در میان این نقاشان ری ورا از مطرح ترین نقاشان مکزیک و تبدیل به اسطوره ای شد که باید آن را مدیون حمایت های بی دریغ هم عصران سیاسیش و طرفداران هنر مردمی مکزیک دانست.

در نوآوری مکزیک می توان سبک باروک اسپانیایی را چه از لحاظ روایتی و چه از لحاظ تجسمی به طور افراطی مشاهده کرد، این هنرمندان افراطی به نسخه برداری از آثار اصیل اسپانیایی و ایتالیایی پرداختند. به استثنای سه هنرمند تجربه گر که در شکل گیری نقاشی دیواری های انقلابی نقش به سزایی داشته اند و به غیر از این هیچ چیز بیشتر در هنر مکزیک و در ابتدای نوآوری نمی توان مشاهده کرد.

دیگو ری ورا

وی مانند تمامی نقاشان مکتب مردمی به کیفیت هایی چون وحدت در تلاش، توجه به ارضای تماشاگر، شکل پردازی توام با اختصار در تلفیق احساسات و عواطف اشاره کرد.

دیه گو در 1886 در شهر گوناخوآتو زادگاه استقلال مکزیک، چشم به جهان گشود. وی پس از اتمام تحصیل به اروپا مهاجرت کرد و در شمال اروپا گردش کرد. در پاریس با تمام هنرمندان از فوویست گرفته تا کوبیست مثل پیکاسو، براک، درن، مودیلیانی آشنا شد و علاوه بر نقاشان، پیکره سازان و شاعران،داستان نویسان و منتقدان نیز دوستی پیدا کرد.

در سال های 1913 تا 1917 به شیوه کوبیستی نقاشی کرد و به اعتقاد دیگران هیچ گاه با شیفتگی دل به آن نداد. دربیشتر تصویرهای کوبیستی اش عنصرهایی مشخصاً غیرتجریدی دیده می شد که درواقع در بسیاری از آثار پیکاسو هم وجود داشت.

ری ورا در سراسر سال های نقاشی هیچگاه در رنگ، الگوهایی غنی تر و هماهنگ تر از آثار کوبیستی خود خلق نکرد. «مردی با سیگار» از مجموعه سالوهاله که گستره وسیعی از رنگهای ملایم درآن به کار رفته است و بنفش و آبی نقش مهمتری در آن دارد، یکی از زیباترین نقاشی های ری ورا به شمار می رود. در همین دوره کوبیستی، ری ورا با گروهی از نقاشان روس آشنا شد و در مباحثه با اعضای همین گروه بود که نظریه هایی را به نظم درآورد که بعدها در نقاشی های دیواری مکزیک صورت واقعیت یافت و جان گرفت.

ری ورا هنرنمایی به دیوارهای مکزیک را با نقاشی به کمک موم داغ شروع کرد که نمونه ای از این روش، یعنی جشنواره گل او، در مجموعه دائمی موزه هنر معاصر در نیویورک قرار دارد. طرح های اثر خلقت انسان را در سیمان مرطوب قلم زد، طوری که دست کم طرح اولیه نقاشی دوام طولانی داشته باشد، و با پشتکار فراوان از مومرنگ مذاب استفاده کرد. وقتی دید که نقاشی یک سطح کوچک با استفاده از موم ماه ها به درازا می انجامد، او هم به آزمایش همگانی استفاده از روش سریعتر، یعنی فرسکو، روی آورد. او هم مانند دیگران دریافت که حکومت در آن روزها اندیشه و کارگزاران خود را به سرعت عوض کرده است و لذا نقاشانی که می خواهند فضای بیشتری نصیب شان شود باید سریعتر کار کنند.

ری ورا در اولین فرسکوهای خود طرح هایش را در همین مرحله و مستقیما روی سطح دیوار می کشید. لازم بود کار به سرعت انجام شود زیرا تا وقتی پوشش نازک آهک و ماسه هنوز رطوبت داشت کار طراحی و نقاشی می بایست به پایان برسد.

ری ورا طی هفت سال کار پر بار خود مردم مکزیک را با نقاشی های دیواری آشنا کرد. چه بسا برخی تعدادی از این آثار را نمی پسندیدند. اما بیشتر آثار ری ورا نوعی خوراک فکری مردم به حساب می آمد.

ری ورا پس از هکتارها نقاشی روی دیوار، در چند سال اخیر در کارگاه خود به طور خصوصی و به دور از هیاهو به طراحی و نقاشی سه پایه ای مشغول شد. چنین می نماید که به نقاشی در سطوح کوچک متمایل شده بود و به مهارت خویش در پاکیزگی شکل ها می پرداخت. در این اندیشه بود که تکنیک تامین حداکثر بیان با حداقل وسایل را از نقاشی فرسکو به نقاشی رنگ روغن انتقال دهد ولی قبل از هر چیز کیفیات عمیقتر، بافت های متنوع تر و استفاده لذت بخش تر رنگ روغن و تمپرا رادر مقایسه با نقاشی فرسکو تجربه کرد.

فراوری: سمیه رمضان ماهی

بخش هنری تبیان

 


منبع: هنرهای زیبا (دوره: 18، شماره):  دكتر محمدكاظم حسنوند - تاریخ تمدن جهان باستان، هامون قابچی

                                                       

 

كليه حقوق اين سايت مربوط به گروه توليدي و مهندسي ارژنگ يزد ميباشد .                                        طراحی وب : پیشرو پرداز